أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
739
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ابو حنيفه : اين گياهى از گياهان خاردار است و بزرگ نمىشود ؛ اگر چيزى در آن گير كند ، به زحمت از خارهايش رهايى مىيابد . ميوههايى شبيه توت دارد و هنگامى كه مىرسند سياه و شيرين مىشوند . مىگويند كه اين « درخت موسى » 14 است . پولس توث العليق 15 نام مىبرد . مىپندارم كه اين همان چيزى است كه در گرگان نموش 16 مىنامند . ابو حنيفه : [ عليق ] از گياهان خاردار است ، خارهايش مىچسبند و تيزند و به همين جهت آن را « عليق » 17 مىنامند . ميوههايى شبيه توت دارد و هنگامى كه مىرسند سياه و شيرين مىشوند 18 ، آنها را مىخورند . آن را به فارسى الدر 19 مىنامند . مىگويند كه اين درختى است كه موسى در آن آتش ديد 20 . ( 1 ) . Rubus fruticosus L . ؛ سراپيون ، 87 ؛ ابو منصور ، 398 ؛ ابن سينا ، 543 ؛ ميمون ، 293 ؛ عيسى ، 1 158 . ( 2 ) . نسخهء الف : كبهه . بايد خواند كيهه ( نسخهء فارسى ) - نام فارسى « عليق » ، II , Vullers ، 941 . ( 3 ) . الف : ادوية نسخهء فارسى : الذى ( ؟ ) ، محيط اعظم ، III ، 221 : ورد ( ؟ ) ؛ Lane ، 2137 : دركه ( ؟ ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « عليق نباتى است كه به فرغانه مرويچك گويند » . در زبان تاجيكى امروز آن را مرميچون و مرمينچون و در زبان ازبكى ميمونژون مىنامند ؛ قس . سهاب الدينوف ، فرهنگ ، شمارهء 655 - 656 . ( 4 ) . رامنوس - يونانى . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ( I ، 97 ) رامنوس با واژهء « عوسج » ( نك . شمارهء 741 ) ترجمه شده و « عليق » با يونانى مطابقت دارد ، ( ديوسكوريد ، IV ، 31 . ابن سينا ، 543 - 544 ) و برخى مؤلفان ديگر « عليق » را از « عوسج » به روشنى متمايز نساختهاند . ( 5 ) . باطوس - يونانى ، تئوفراست ، 540 ؛ ديوسكوريد ، IV ، 31 . * ( 6 ) . در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 7 ) . رب الجوز - شيرهء پخته و غليظشده از پوست گردو ؛ قس . ابن سينا ، 137 ، بخش « اعضاى تنفس و سينه » . ( 8 ) . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ، « عوسج » در عنوانى جداگانه آمده است ، نك . يادداشت 4 . ( 9 ) . يعنى در گويش مردم بست . ( 10 ) . نسخهء الف : زيراشك ، محيط اعظم ، III ، 235 : اشك برزين ، I , Vullers ، 105 : اشكيلچشم . ( 11 ) . قس . ديوسكوريد ، IV ، 31 . ( 12 ) . در اينجا نسخهبردار پ صفحهاى كامل از نسخهء الف را از قلم انداخته است . ( 13 ) . بيض القنّبيط - Brassica oleracea L . var . Botrytia L . ؛ عيسى ، 4 33 ؛ Lane ، 2566 . مىپندارند كه واژهء « قنبيط » از يونانى مىآيد ، ميمون ، 184 ، ص 92 ، يادداشت 1 ؛